شعر ولادت پیامبر و امام صادق (ع) - مهدی نظری

ما تشنه ایم و راهی دریا شدن خوش است

سلمانمان كنید كه منا شدن خوش است

یا حضرت رسول فدای ملاحتت

با نام دلربای تو شیدا شدن خوش است

مهدی نظری
ادامه نوشته

شعر ولادت پیامبر و امام صادق (ع)

ز شرق بادی اشراق با چه زیبایی

کسی برای ترنم بهانه آورده

دوباره حضرت روح الامین مدد فرمود

برای مستی تازه ترانه آورده

شاعرش را نمی شناسم

ادامه نوشته

شعر ولادت پیامبر و امام صادق (ع) - وحید محمدی

کوچه های شهر را امشب چراغان می کنند

شهر دل را اهل دل آئینه بندان می کنند

فوج فوج از عرش حق امشب فرشته می رسد

خاک خشک مکّه را این سان گلستان می کنند

وحید محمدی

ادامه نوشته

شعر ولادت پیامبر (ص) - صابر خراسانی

قاصدک چرخ زنان از تو خبر آورده

با خودش شیشه ی عطری ز سفر آورده

آمده تا دلمان را پر امید کند

همه را با خبر از آمدن عید کند

صابر خراسانی

ادامه نوشته

شعر ولادت پیامبر و امام صادق (ع) - وحید قاسمی

زمین به لرزه درآمد، شکست کنگره ها

رها شدند خلایق ز بند سیطره ها

شبی که آتش آتشکده فروکش کرد

شبی که خاتمه می یافت رقص دایره ها

وحید قاسمی

ادامه نوشته

شعر ولادت پیامبر و امام صادق (ع) - حسن کردی

تو آمدي و زمين در هواي تو افتاد

و عرش در هوس خنده هاي تو افتاد

براي درك تنفس در اين جهان سياه

هواي تازه اي از ابتداي تو افتاد

حسن کردی

ادامه نوشته

شعر ولادت پیامبر و امام صادق (ع) - مهدی نظری

ای مفتخر خدای ز خلق جمال تو

دیده خدا کمال خودش در کمال تو

تو لایق صفات خدایی بدون شک

ازاین صفات هرچه که داری حلال تو

مهدی نظری

ادامه نوشته

شعر ولادت پیامبر و امام صادق (ع) - مهدی نظری

ای مفتخر خدای ز خلق جمال تو

دیده خدا کمال خودش در کمال تو

تو لایق صفات خدایی بدون شک

ازاین صفات هرچه که داری حلال تو

مهدی نظری

ادامه نوشته

شعر ولادت پیامبر و امام صادق (ع) - محمد حسین رحیمیان

ای گل سر سبد طایفه ی آقاها

ای بزرگ همه بی مثل و همتاها

هرکسی دیده تو را مست شد و خانه خراب

تشنه ی دیدن تو میکده ها صهباها

محمد حسین رحیمیان

ادامه نوشته

شعر ولادت پیامبر و امام صادق (ع) - محمد جواد پرچمی

میل باران، تب رطب داریم

صد و ده کوزه می به لب داریم

از گریبان پاره مان پیداست

از همه بیشتر طرب داریم

محمد جواد پرچمی

ادامه نوشته

شعر ولادت پیامبر (ص)

قلم به دست گرفتم دوباره بنویسم

نهاد عشق شدم تا گزاره بنویسم

حروف شمسی خود با ستاره بنویسم

توان گرفته ام از یک عصاره بنویسم

شاعرش را نمی شناسم

ادامه نوشته

شعر میلاد پیغمبر - علی اکبر لطیفیان

لب نگار که باشد رطب حرام بود

زمان واجبمان مستحب حرام بود

فقیه نیستم اما به تجربه دیدم

بدون عشق مناجات شب حرام بود

علی اکبر لطیفیان

ادامه نوشته